مير تقي الدين كاشاني
57
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
ليك غوّاص آن دو تازه گهر * عالمى را شدهست رشكافزا آنكه يزد از طلوع اقبالش * شد خليل اللّه ملك سيما بهر تاريخ آن دُرِ تابان * وز پى سال اين دُر يكتا ثبت شد « مدّ ظله ابدا » « 1 » * شد رقم « دام ظلها ابدا » « 2 » * * * ستمگر سپهرا ز جور تو داد * تو با ما چهها كردى آخر ، چهها تو زينها كه كردى پشيمان نهاى * همان در دلت هست حرص جفا تو را خود چه خصمى فتاد اى اجل * به اولاد ذرّيّت مصطفا ز روح نبى اللّهات شرم باد * اگرچه تو را نيست شرم و حيا برآمد ز هر دودمان دود آه * كه شد كشته شمع حيات ضيا ضيايى كزو داشت دين روشنى * ضيايى كزو يافت عالم ضيا ز مرگ پسر يافت دردى نخست * كه روز جزا هم نيابد دوا صفى آن گهر قيمت پاكزاد * صفى آن گرامى دُر بىبها پس آنگه به ياد پسر روى كرد * ز دار فنا سوى دار البقا به فرياد و زارى ، به آه و فغان * مصيبت نصيبان صاحب عزا به نام دگر هر دو را هر يكى * شنودند و تاريخها شد ادا پدر را : « نكوكار سادات دهر » * دگرباره : « سردار سادات ما » پسر را : « دُرِ خاندان نبى » * پس آنگاه : « سبط رسول خدا » « 3 » * * * فغان كه اشرف عمال و اشرف علما * شدند همره هم جانب عدم امسال غياث ملّت و دين ، عامل رفيع القدر * سر [ آمد ] علما قطب آسمان كمال يكى ز خامهء او زيب دفتر ديوان * يكى مزيّن ازو صدر مسند افضال
--> ( 1 ) . به سال 987 ه . ق اشاره دارد . ( 2 ) . به سال 989 ه . ق اشاره دارد . ( 3 ) . در هر چهار مصرع ماده تاريخها ، سال 972 ه . ق است .